پانیذ پانیذ ، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

پانیذ مامان

امروز بعد از سالها دوباره تصمیم گرفتم بیام سراغ وبلاگ پانیذ جون امیدوارم بتونم ادامه بدم

شب اول محرم

السلام و علیک یا ابا عبدالله قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد ...
26 آبان 1391

شیرین کاریهای پانیذ

امشب تمام شیرین کاریهاتو به عمو علی و انسیه جون نشون دادی و اونا هم حالشو بردن  .  اول انگشتاتو شمردی بعد هم چند تا کلمه  انگلیسی گفتی . اگه اون زبون شیرین رو نداشتی چی کار میکردی.   ...
14 آبان 1391

لغات انگلیسی

الان عزیزم تو میتونی چندتا کلمه رو به انگلیسی بگی . مثل : ببر - سیب - سلام - عسل -توپ و بابا  ماشالاه عزیزم روز به روز داری پیشرفت می کنی . این کلمات رو من تو یک ماه و نیم به تو یاد دادم که خیلی یاد دانش سخت نبود فقط چون کارهای دیگری هم داشتم طول کشید وگرنه هر کلمه رو دفعه سوم یاد می گرفتی . ...
14 آبان 1391

رفتیم دیدن سید

امروز عید غدیر بود و ما هم طبق سنت قدیمیها این روز رو به دیدن سیدها رفتیم .   تو هم از اینکه این همه ددر بودی خوشحال بودی و با بچه ها بازی میکردی  وقتی هم رفتیم خونه عمو حمید نمیدونستی از خوشحالی اینکه طاها رو دیدی چه کار کنی . خوب الهی شکر امروز خیلی بهت خوش گذشت.  به قول خودت با طاطا و پیا بادی کردی (یعنی با طاها و پریا بازی کردی ) ...
14 آبان 1391

یا علی

  ز لیلی من شنیدم یا علی گفت                   به مجنون چون رسیدم یا علی گفت مگر این وادی دارالجنون است                     که هر دیوانه دیدم یا علی گفت خمیر خاک آدم را سرشتند                         چو بر میخواست آدم یا علی گفت گفت مگر خیبر زجایش کنده میشد          ...
12 آبان 1391

یارَبَّ الحُسَینِ

  یارَبَّ الحُسَینِ ، بِحَقِّ الحُسَینِ ، اشفِ صَدرَالحُسَینِ ، بظُهورِالحُجَّة   التماس دعا عزیزان. و دعای من هم برای این نینی وبلاگی های عزیز اینه که : انشاالله عاقبت به خیر و اهل صالح  شوید عزیزانم . وتو ای دختر نازم امیدوارم عاقبت به خیر و اهل صالح شوی و همیشه جوزء بندگان خوب خداوند باشی . دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستت دارم ...
12 آبان 1391