پانیذ پانیذ ، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

پانیذ مامان

امروز بعد از سالها دوباره تصمیم گرفتم بیام سراغ وبلاگ پانیذ جون امیدوارم بتونم ادامه بدم

کلمه جدید

امروز  ظهر وقتی داشتی بازی می کردی و سی دی خاله شادونه رو نگاه می کردی پات رفت روی کنترل و تلوزیون خاموش شد اومدی تو آشپزخونه و با ناراحتی به من گفتی هاموش الی تاتودی هاموش فهمیدم که تلوزیون خاموش شده و تو به من میگی که خاله شادونه خاموش شده.      اینم خاله شادونه دلبندم     ...
8 آبان 1391

شعر مرحوم قيصر امين پور در وصف دخترش

ای بوی هر چه گل بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود ای پاره ی دلم،  که بریزم به پای تو امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من فردا عصای خستگی ام شانه های تو در خاک هم دلم به هوای تو می تپد چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو همبازیان خواب تو خیل فرشتگان آواز آسمانیشان لای لای تو ...
8 آبان 1391

متن نامه چارلی چاپلین به دخترش

خترم جرالدين, از تو دورم , ولی يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود.تو کجايی؟در پاريس ,روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه ليزه؟اين را ميدانم و چنان است که گويي در اين سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهايت را ميشنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشکوه, نقش آن دختر زيبای حاکمی است که اسير خان تاتار شده است . جرالدين, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی آور گلهايی که برايت فرستاده اند به تو فرصت هوشياری داد بنشين و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولی گاهی هم به روی زمين بيا و زندگی مردم را تماشا کن; زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی ک...
8 آبان 1391

یک هفته پر از شیرینی

این هفته من خیلی تاخیر داشتم ولی اشکال نداره یک عالمه خبر خوب دارم که بنویسم . اول اینکه دوتا دوست به دوستات اضافه شد دو تا پسر گوگولی : ١- نی نی خاله ونوس که ٢٩ مهر با دنیا اومد . ٢- نینی خاله منیژه که ٢ آبان به دنیا اومد. و اما خبر سوم ازدواج دایی محمد و مریم جون که ٣٠ مهر اتفاق افتاد . مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک همشون باشهههههههههههههه ...
3 آبان 1391

ایمان

وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری .   وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره ...
27 مهر 1391

مقصد

قطاری سوی خدا می رفت همه ی مردم سوار شدند به ایستگاه بهشت که رسید همه پیاده شدند و فراموش کرده بودند که مقصد نهایی خدا بوده، نه بهشت   پی نوشت: کاش امشب یادمان بماند که پی چه جیزی به دعا نشسته ایم                الهی مهربانم، خودت یاریمان کن فراموش نکنیم              خودت بهترین دعاها را بر زبانمان جاری کن                             &n...
27 مهر 1391