گرفتن پانیذ از پستونک
وهیچ وقت فراموش نکنی... عاشقانه دوستت داریم.

٢٧ تیر بود که تصمیم گرفتم پانیذ رو از پستونک بگیرم 

قطره تلخک گرفتم و پستونکتو تو ی اون زدم سه بار این کار رو تکرار کردم بعد دادم خوردی ولی تو از من زرنگ تر ااونو کردی تو دهنت بعد از چند ثانیه پستونکو در آوردی و یک نگاه کردی و دوباره خوردی . 
تصمیم گرفتم که سر پستونکو قیچی کنم وقتی که تو با اون پستونک روبرو شدی دلت برای پستونک سوخت و زدی پشت دستت و آخ آخ کردی بعدم انگشتتو کردی تو سر پستونکو باهاش بازی کردی . منم خوشحال که تو پذیرفتی ولی شب شدو با گریه های تو روبرو شدم تا صبح رو پام بودی و منم نششته خوابیدم سه روز این روش ادامه داشت تا روز چهارم راحت تر خوابیدی الان که یک ماه و چند روز میگذره تو دیگه پستونک نمیخوری ولی گاهی اوقات فیلت یاد هندوستان میکنه و بیبیدیداتو یاد میکنی منم همون بیبیدیدای خرابو میدم و یکم بازی میکنی و بعد میندازیش کنار


بالاخره موفق شدم .



این هم پستونکهای پانیذ






گرفتن پانیذ از پستونک
