دوبابه

دیشب با بابا مسعود رفته بودی راه رفتن که وقتی اومدی با خوشحالی می خواستی هر کاری که کردی تعریف کنی .
اولین چیزی هم که نظرتو جلب کرده بود قورباقه
بود : با خوشحالی اومدی تو آشپزخانه و چند بار منو صدا کردی و گفتی : ماما ماما مامانینا دوبابه
دوبابه
بدوبدو بابا د د
میخواستی بگی که با بابا رفتی بیرون و قورباقه
دیدی که بدو بدو میکرده
اونقدر خوشحال بودی که این موضوع رو چند بار تعریف کردی .
الهی قوربون حرف زدنت بشم .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دوبابه 




