پانیذ پانیذ ، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

پانیذ مامان

امروز بعد از سالها دوباره تصمیم گرفتم بیام سراغ وبلاگ پانیذ جون امیدوارم بتونم ادامه بدم

آدم برفی

1391/10/4 1:45
نویسنده : نازی
465 بازدید
اشتراک گذاری

 

از آسمون مي‌باره، برف‌هاي گوله‌گوله
حياط ما  ليز شده درست مثل سرسره
***
دلم مي‌خواست برم من، سر بخورم تو برف‌ها
يا شايد هم بسازم آدم برفي زيبا
***
مامان دلش نمي‌خواد، كه من برم تو حياط
به‌خاطر همين هم كليد روي در گذاشت
***
مامان جونم، عزيزم، آخه منم دل دارم
چرا نبايد كمي، برف تو دستم بذارم
***
قول مي‌دهم بپوشم، كاپشن و شال و كلاه
دست نزنم به‌برف‌ها، بدون دستكش حالا

مامان از من قول گرفت، كه حرفش و گوش كنم
بدون شال و كلاه، توي حياط من نرم
***
حتي اومد كنارم، تا بشه دستيارم
براي آدم‌برفي، بايد چشمم بذارم
***
مي‌رم تو آشپزخونه، تا يه هويج بيارم
بايد كه اون هويج و جاي بينيش بذارم
***
دونه‌هاي انارو مي‌تونم من بردارم
به‌جاي دندون‌هاي كوچيك اون بذارم
***
دست‌هاي آدم‌برفي، خيلي خالي مي‌مونه
يه‌گل مي‌دم تو دستش، يادگاري بمونه

 
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)