آی خانوم کجا کجا
قصه شنگول و منگول از زبون پانیذ
یتی بود یتی بود. یک گوگه بود .... ببعی اولده بود دل دردبود . تودلش ننگ ییختن. لفت اوتاد تو تاه اونش تو باچه بود ترجمه قصه (یکی بود یکی نبود یک گرگه بود که ببعی خورده بود تو دلش سنگ ریخته بودن . دلش درد می کرد رفت از تو چاه آب بخوره افتاد تو چاه ) بعدشم میگی تب بیبیر یعنی (شب به خیر ) الاهییییییییییییییییییییییییییییی مامان فدات بشهههههههههههههههههه غزیز دلم دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتدارمممممممممم ...
نویسنده :
نازی
1:14
محرم
امشب شب اول محرمه و من هم از همه نی نی وبلاگی های عزیز التماس دعا دارم ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستی سیه پوش عزاست کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا بر پاست ...
نویسنده :
نازی
3:15
شب اول محرم
السلام و علیک یا ابا عبدالله قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد ...
نویسنده :
نازی
3:06
اینجا ایران است وطن من وطن تو
عاشق فیگوراتم
بالاخره بعد از یک هفته غذا خورد
آخ جون بالاخره بعد از یک هفته پر درد سر پانیذ غذا خورد . ...
نویسنده :
نازی
1:23
شیرین کاریهای پانیذ
امشب تمام شیرین کاریهاتو به عمو علی و انسیه جون نشون دادی و اونا هم حالشو بردن . اول انگشتاتو شمردی بعد هم چند تا کلمه انگلیسی گفتی . اگه اون زبون شیرین رو نداشتی چی کار میکردی. ...
نویسنده :
نازی
1:25







